آخرین مسافر
مرداد 1387
ش ی د س چ پ ج
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30 31  
آرشیو
موضوع بندی
سه شنبه 22 مرداد 1387
هفته مهدویت

اللهم صلّ علی حجتک فی ارضک و خلیفتک فی بلادک

خداوندا، میلاد سعید حضرت بقیه الله ارواحنا فداه را بر مشتاقان لقایش مبارک و بر آرزومندان وصالش پربرکت گردان. خداوندا، با ظهورش بر مستضعفان زمین منت گذار و با حضورش شانه­های تاریخ را از سنگینی رنج مظلومان رهایی بخش؛ که تو شنوا و دانایی.

آمین

آیات الهی، سیرة اولیا و احوال پیشینیان، حکایت از لزوم زمانه­آگاهی اهل خرد و تدبیر اهل حق در گذر از مسیر پرفراز و نشیب تاریخ دارد. التزام به دین حق، مستلزم درک جایگاه تاریخی جوامع و جایگاه اجتماعی افراد در نبرد دائمی جریان­های حق و باطل، و ادای مدبرانة تکلیف در این صحنة تاریخی است. قیام و جهاد در این جبهه، هیچ­گاه تعطیل نبوده و نیست. این نبرد را پایانی محتوم در تقدیر الهی است: غلبة حق بر باطل و مظلوم بر ظالم. پایانی که به دست آخرین فرزند احمد(ص) رقم خواهدخورد؛ آن زمان که نمی­دانیم. و سرّ این انتظار دائم شاید، آمادگی دائم است: خائفاٌ یترقّب.

و میدانی که آماج تیرهای فتنه و شبهه، سهو و لهو، غفلت دوستان و مکر دشمنان است، به حق شایستة ترس و مراقبه است.

امروز عصر ما، نقطة عطفی در این میدان جهاد و تکلیف است. لایغیّر الله ما بقوم حتی یغیّروا ما بأنفسهم .... امروز انقلاب اسلامی گامی بلند در مسیر تحقق ظهور موعود(عج) برداشته است و بی­جهت نیست که امام عزیز(ره) این بزرگ پرچم­دار صحنة انتظار- انقلاب اسلامی را انفجار نور می­خواند. آری؛ امروز محمل تاریخ در سفر از ظلمت به نور، شتابی دوچندان گرفته­است و این به­معنای تکلیف سنگین­تر منتظران عصر حاضر است.

«امام به ما آموخت که انتظار در مبارزه است». انتظار با خمودگی و راحت­طلبی در دین سازگار نیست. انتظار دست بر دست گذاشتن نیست؛ احالة تکلیف به بعد از ظهور نیست. منتظر در اقتدا به امام منتظَر خویش، ظلم را برنمی­تابد. شانه از بار تکلیف خالی نمی­کند. منتظر صاحب نور معرفت است و از این روشنی، جامعة خویش را هم نور می­بخشد. انتظار، پرورش یافتن و پرورش دادن است. انتظار، تعلیم و تربیت نسل منتظر، جامعة منتظر و زمانة منتظر است. و انتظار قیامی است دائم ...

مباد که به­سان شهاب ثاقب بیاید و خانه­هامان، شهرهامان و سرزمینمان آب و جارو نشده باشد.

مباد که آمدنش در گرو خانه­تکانی جان و جسممان باشد و ما در غیبت و غفلت، به خویش مشغول.

مباد که از تکلیف منتظران بپرسند و ما در الفبای پاسخ درمانیم.

مباد که نیمة شعبان تجدید عهد و بیعت ما برای همة ماه­ها و سال­ها نباشد.

سلام خدا بر آنان که همة توجهشان به آن سرمنشأ حسنات و برکات است.

سلام خدا بر او، که همة خلق دست به دامان اویند.

سلام الله الکامل التامّ الشامل العام و صلواته الدّائمه و برکاته القائمه التامّه
 علی حجّه الله و ولیّه فی ارضه و بلاده و خلیفته علی خلقه و عباده

مهدویت

تبلیغات


پنجشنبه 10 مرداد 1387
فَمَن یَأْتِیکُم بِمَاء مَّعِینٍ

سلام

خشکسالی هم بد چیزیه آقا!

از گیاهان و درختان و حیوانات بگیر  تا سوپور و مهندس و پرفسورش همه رو لنگ کرده.

پوست بدن ترک میخوره و رمق بدن میره و چشم ها کم سو میشه و همه چیز مثل سراب دیده میشه.

هر چیزی که میتونه زنده باشه  مرده و بی جان میشه.

هر کسی هر قدر هم توانا و پولدار باشه از آفتش در امان نمیمونه.

کی میتونه تو این شرایط کمک بشریت کنه؟

غیر از خدا کس دیگری هم هست که قادر به نزول باران رحمتش باشه؟

یا باسط الیدین بالعطیه

قُلْ أَرَأَیْتُمْ إِنْ أَصْبَحَ مَاؤُکُمْ غَوْرًا فَمَن یَأْتِیکُم بِمَاء مَّعِینٍ


دوشنبه 24 تیر 1387
و ایاب الخلق الیکم

سلام

خیلی وقته که وقت نشده بنویسم.

خیلی وقته که وقت نشده فکر کنم.

خیلی وقته که وقت نشده مناجاتی کنم.

خیلی وقته که تو دنیا و آمال و آرزوهام گم شدم.

خیلی وقته که خودم رو فراموش کردم.

خیلی وقته که بازگشتی نداشته ام.

خیلی وقته که به دامان مادر باز نگشته ام.

خیلی وقته که آواره و سرگردان شده ام.

خیلی وقته که چشمه آبی ندیده ام.

خیلی وقته که لبم را تر نکرده ام.

خیلی وقته که از خورشید خودم را پنهان کرده ام.

خیلی وقته که نوری به چشمانم نرسیده است.

خیلی وقته که غریب مانده ام.هر چه بیشتر دنبال غیر افتادم  بیشتر غریب و تنها شدم.

خیلی وقته که مهدی فاطمه منتظر بازگشت من است.

خیلی وقته که ...

الم یان للذین ءامنو ان تخشع قلوبهم لذکرالله

 


دوشنبه 17 تیر 1387
تمام هستی در خدمت امام معصوم

امام هادی (ع)


در دستگاه متوکّل مرد سخنوری بود به نام هریسه، روزی به متوکّل گفت: کاری که دستگاه تو برای امام هادی علیه السلام انجام می‪دهد هیچ‪ کس برای خودت انجام نمی‪دهد، زیرا هرگاه او به این‪ جا می‪آید حتی زحمت کنار زدن پرده را نیز تحمّل نمی‪کند و اطرافیان تو پرده را برایش بالا می‪زنند. متوکّل اعلان کرد که از این به بعد کسی حقّ ندارد برای علی بن محمّد دست به پرده‪ها بزند، امّا با ورود حضرت، باد پرده‪ها را بالا برد و بعد از ورود حضرت، پرده‪ها به حال خود بازگشت. این قضیه هنگام مراجعت حضرت نیز تکرار شد، متوکّل احساس کرد که مشکل پیچیده‪تر شد و ادامه این روند بیشتر به ضرر اوست لذا دستور داد: بعد از این که او به این جا آمد پرده را برایش کنار بزنید.(1)

لا یَرضی الحَسودُ عَمّن یَحسُدهُ الاّ بِالمَوتِ اَو بِزَوالِ النِّعمَةِ. (2)
حسود جز به مرگ آن که به دو حسد می‪ورزد و یا زوال نعمت از او راضی نخواهد شد.

 پی‌نوشت‪:
1- بحارالانوار، ج50، ص 203 .
2- غررالحکم و دررالکلم، ص 301 .


 منبع:موعود


دوشنبه 27 خرداد 1387
تذکری به خودم!

سلاح مومن ناله و گریه است:
إرحم من رأس ماله الرجاء و سلاحه البکاء.(1)
کسی که اهل تضرع نیست، مسلح نیست و کسی که مسلح نبود بر دشمن درون پیروز نمی شود و در نتیجه بر اهریمن بیرون هم پیروز نخواهد شد.
قرآن کریم با پرسشی اعتراض آمیز می گوید چرا اینها ناله و لابه نمی کنند؟! فلولا اذ جاءهم بأسنا تضرَّعوا و خود پاسخ می دهد که قساوت قلب نمی گذارد انسان اهل گریه و خشیت و خشوع باشد: و لکن قست قلوبهم و زیَّن لهم الشیطان ما کانوا یعملون* فلمّا نسوا ما ذکّروا به فتحنا علیهم ابواب کلّ شیءٍ حتّی اذا فرحوا بما أُوتوا أخذنا هم بغتهٌ فإذا هم مبلسون* فقطع دابر القوم الّذین ظلموا و الحمدلله ربّ العالمین(2)؛
ما آنان را ابتدا با کمبود آزمودیم، تا ناله کنند و چون اهل ناله نشدند، بسیاری از نعم را به آنان دادیم تا سرگرم تنعم شدند. سپس درهمان بحبوحه تنعم، آنان را گرفتیم و ریشه کن ساختیم.

خدای سبحان درباره آزمایش انسانها با سختیها و فراگیر بودن آن می فرماید: و لنبلونَّکم بشیء من الخوف و الجوع و نقصٍ من الأموال و الانفس و الثَّمرات و بشّر الصّابرین(3)، و ما ارسلنا فی قریهٍ من نبیٍّ الا اخذنا اهلها بالبأساء و الضرّاء لعلّهم یضَّرّعون(4)؛ هیچ پیامبری نیامد، مگر آن که امت او را با فقر و تنگدستی آزمودیم.

انسانی که از همه امکانات رفاهی برخوردار باشد، گرچه ظاهراً در پرنیان آسایش به سر ببرد، لیکن واقعاً در دم تیغ بلاست. چون هیچ عاملی در اختیار ندارد که مایه شکستن قلبش شود. و انسانی که دل شکسته و اهل ناله نیست، خود بین است و خودبین هرگز خدابین نخواهد بود، زیرا خودبینی ستبرترین پرده حاجب است...
داشتن مال و امکانات رفاهی که انسان را از یاد خدا غافل کند، بلایی است که از آن به استدراج یاد می شود، ولی داشتن توان مالی و غیر مالی اگر با شکر زبانی و قلبی وعملی توأم باشد نیکوست، نظیر قدرت سلیمان (ع)، که خدا را به خاطر آنچه به وی داده، شکر می کرد و چون ذوالقرنین که پس از ساخت سدّی فلزی گفت: این از فضل خداست، نه قدرت من. اگر انسان هر نعمتی را که از راه حلال و با کوشش مشروع به او می رسد، از خدا بداند و در هنگام تمکن و تنعم، خضوعش از گذشته بیشتر شود هم مانند دیگران ساده زندگی کند، این تمکن ممدوح و خیر و رحمت است. اما داشتنی که انسان را از یاد خدا غافل و مغرور و جاه طلب کند، پایانش عذاب الیم خواهد بود.


(1) مفاتیح الجنان، دعای کمیل.
(2) سوره انعام، آیات 43-45.
(3) سوره بقره، آیه 155.
(4) سوره اعراف، آیه 94.

از کتاب سیره پیامبران در قرآن آیت الله جوادی آملی ص 94


تعداد بازدیدکنندگان : 45789


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها
 الرحیل ، الرحیل ! یاران شتاب کنید

یاران ، این قافله ، قافله ی عشق است و این راه که به سرزمین کربلا می رسد ، راه تاریخ است و هر بامداد این بانگ از آسمان می رسد که: الرحیل الرحیل.
از رحمت خدا دور است که این باب شیدایی را بر مشتاقان لقای خویش ببندد.این دعوت فَیَضانی است که علی الدوام ، زمینیان را به سوی آسمان می کشد و ... بدان که سینه تو نیز آسمانی لا یتناهی است با قلبی که در آن ،چشمه خورشید می جوشد و گوش کن که چه خوش ترنمی دارد در تپیدن:حسین ، حسین ، حسین ...  . نمی تپد ، حسین حسین می کند .
یاران شتاب کنید که زمین نه جای ماندن است ، که گذرگاه است ... گذر از نفس به سوی رضوان حق . هیچ شنیده ای که کسی در گذرگاه ، رحل اقامت بیفکند؟ ... و مرگ نیز در اینجا همان همه با تو نزدیک است که در کربلا ، و کدام انیسی از مرگ شایسته تر؟ که اگر دهر بخواهد با کسی وفا کند و او را از مرگ معاف دارد ، حسین که از من و تو شایسته تر است.
 الرحیل ، الرحیل ! یاران شتاب کنید

شناسنامه کامل من...
خبرنامه





Powered by WebGozar